X
تبلیغات
زولا

انتظار پویا(هل من ناصر لنصره مهدی قائم آل محمد؟)

نکاتی چند درباره والده مکرمه حضرت صاحب الزمان(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم


نکاتی چند درباره والده مکرمه حضرت صاحب الزمان روحی لتراب مقدمه الفداء

 

در  مورد سرگذشت ایشان ابهاماتی وجود دارد و علت آن این میتواند باشد که در زمان امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) خفقان بسیاری بود و این بزرگواران در این امور تقیه میکردند و بحث تولد حضرت صاحب الزمان روحی لتراب مقدمه الفداء بسیار مخفی بوده و حتی نزدیکترین یاران این دو امام معصوم نیز از این موضوع (به طور کامل) باخبر نشدند.لذا در مورد والده حضرت نیز این شرایط حکم فرما بوده است.(در مورد داستان ازدواج ایشان دو روایت وارد شده)

ولی در کل همانطور که در تواریخ موثق و معتبر وارد است ایشان شاهزاده روم شرقی بوده اند که به واسطه رویای صادقی در محضر حضرت فاطمه(س) به دین اسلام تشرف حاصل فرموده اند(البته ایشان قبل از اینکه اسلام بیاورند کاملاً موحد بودند و کاملاً به حضرت مسیح(ع) مومن بوده اند و از هرگونه انحراف در دین مسیحیت که شامل اکثر مسیحیان آن موقع میشده به دور بوده اند و لذا پس از تشرف به اسلام ، ایشان به راه درست تر هدایت شدند. و بنده فکر میکنم یکی از دلایل این مطلب آیه لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ(بقره)  باشد زیرا بزرگ ترین امانت الهی به حضرت نرجس خاتون رسید. )

اما در مورد نحوه سفر ایشان از روم به سامراء و ازدواج ایشان با امام حسن عسکری(ع) مطلبی که وجود دارد اینست که به خاطر مسائل امنیتی(در آن زمان منزل امام حسن عسکری(ع) به طور کامل تحت نظر بود) ایشان تحت عنوان کنیز به عقد امام حسن عسکری(ع) در آمدند ولیکن این به این معنی نیست که ایشان کنیز بوده اند.همانطور که در تاریخ آمده حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع) ایشان را با عنوان «سیده» خطاب میکردند و این نشان دهنده اینست که ایشان کنیز نبوده اند.

در داستان ولادت حضرت موسی(ع) می بینیم به خاطر مسائل امنیتی مادر ایشان یوکابد تحت عنوان دایه به فرزندش رسید ولی در واقع همان عنوان واقعی(یعنی مادر) را داشتند.( فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ)

وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿12

و از پیش شیر دایگان را بر او حرام گردانیده بودیم پس [خواهرش آمد و] گفت آیا شما را بر خانواده‏اى راهنمایى کنم که براى شما از وى سرپرستى کنند و خیرخواه او باشند (12)

فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿13 (قصص)

پس او را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده خدا درست است ولى بیشترشان نمى‏دانند (13)

لذا برای اهل حقیقت اسم و عنوان چندان مهم نیست و مهم هدف است.

ولی در مورد مقامات ایشان باید به زیارتی اشاره کنیم که بسیاری از مطالب را در مورد ایشان بیان فرموده است.( این زیارت جزو اعمالی که در زیارت های سامرا انجام میشود و در کتاب مفاتیح الجنان موجود است.)

در این زیارت پس از سلام بر پیامبر و امیرالمومنین و ائمه معصومین ایشان با عبارات زیر خطاب میشوند.

1- اَلسَّلامُ عَلى‏ والِدَةِ الْأِمامِ      سلام بر مادر امام

2- وَالْمُودَعَةِ اَسْرارَ الْمَلِکِ الْعَلاَّمِ      و آنکس که بدو سپرده شد اسرار (خداوند) فرمانرواى بسیار دانا(به علت اوج ظرفیت روحی و کمالات وجودی برای بدنیا آوردن بالاترین و والاترین انسان در کل تاریخ)

3- وَالْحامِلَةِ لِأَشْرَفِ الْأَنامِ       و آن بانوئى که باردار شد به شریفترین مردمان

4- اَلسَّلامُ‏ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الْمَرضِیَّةُ       سلام‏ بر تو اى صدیقه(در راه دین و شریعت اسلام) پسندیده(از سوی خداوند)

5- اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا شَبیهَةَ اُمِّ مُوسى‏        سلام بر تو اى همانند مادر موسى‏(در نحوه ولادت فرزند)

6- وَابْنَةَ حَوارِىِّ عیسى         و اى دختر حوارى عیسى(شمعون (ع))

7- اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ            سلام بر تو اى بانوى با تقوى پاکیزه(در ظاهر و باطن و در قول و عمل و تمامی ابعاد وجودی)

8- اَلسَّلامُ‏ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ              سلام بر تو اى بانوی منتخب(در میان تمامی زنان عالم بعد حضرت فاطمه(س)) پسندیده(از سوی خداوند متعال)

9- اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا اْلمَنْعُوتَةُ فِى‏ الْأِنْجیلِ              سلام بر تو اى که وصفت در کتاب انجیل(قبل از خلقتت به واسطه فضل و کمالت) ذکر شده

10- الْمَخْطُوبَةُ مِنْ رُوحِ اللَّهِ الْأَمینِ                 و از حضرت روح‏اللّه (لقب حضرت عیسی(ع)) امین تو را خواستگارى کردند

11- وَمَنْ رَغِبَ فى‏ وُصْلَتِها مُحَمَّدٌ سَیِّدُ الْمُرْسَلینَ     و اى کسى که علاقه‏مند شد در وصلت با تو حضرت محمد آقاى رسولان(به علت اوج کمالات و فضائل در تمامی ابعاد)

12- وَالْمُسْتَوْدَعَةُ اَسْرارَ رَبِّ الْعالَمینَ           و اى که اسرار پروردگار جهانیان به تو سپرده شد(به علت اوج ظرفیت روحی و کمالات وجودی برای بدنیا آوردن بالاترین و والاترین انسان در کل تاریخ)

13- اَلسَّلامُ‏ عَلَیْکِ وَعَلى‏ آبآئِکِ الْحَوارِیّینَ               سلام‏ بر تو و بر پدران حوارى تو

14- اَلسَّلامُ عَلَیْکِ وَعَلى‏ بَعْلِکِ وَوَلَدِکِ             سلام بر تو و بر شوهر و فرزند تو

15- اَلسَّلامُ عَلَیْکِ وَعَلى‏ رُوحِکِ وَبَدَنِکِ الطَّاهِرِ           سلام بر تو و بر روان و پیکر پاکت

16- اَشْهَدُ اَنَّکِ اَحْسَنْتِ‏ الْکَِفالَةَ، وَاَدَّیْتِ الْأَمانَةَ            گواهى دهم که تو بخوبى پرستارى (امام زمان را) کردى و بخوبى امانت (حق) را پرداختى

17- وَاجْتَهَدْتِ فى‏ مَرْضاتِ اللَّهِ               و در فراهم آوردن موجبات خوشنودى خدا کوشیدى

18- وَصَبَرْتِ فى ذاتِ اللَّهِ               و درباره خدا بردبارى‏ کردى(صبر جمیل)

19- وَحَفِظْتِ سِرَّ اللَّهِ، وَحَمَلْتِ وَلِىَّ اللَّهِ            و راز خدا را (به خوبی) نگهداشتى و ولى (و نماینده) خدا را حمل کردى

20- وَبالَغْتِ فى‏ حِفْظِ حُجَّةِ اللَّهِ            و در نگهدارى حجت خدا(به هیچ وجه) کوتاهى نکردى(و در بهترین حالت ممکن از ایشان نگهداری کردی)

21- وَرَغِبْتِ فى‏ وُصْلَةِ اَبْنآءِ رَسُولِ اللَّهِ ، عارِفَةً بِحَقِّهِمْ، مُؤْمِنَةً بِصِدْقِهِمْ، مُعْتَرِفَةً بِمَنْزِلَتِهِمْ، مُسْتَبْصِرَةً بِاَمْرِهِمْ مُشْفِقَةً عَلَیْهِمْ، مُؤْثِرَةً هَواهُمْ            و علاقه پیدا کردى در وصلت با فرزندان رسول خدا در حال معرفت و شناسائى به حق ایشان و با ایمان (کامل) به راستگوئیشان و با اعتراف(صادقانه) به منزلت و مقامشان و بیناى(در حال یقین کامل) به امر امامتشان و غمخوار برایشان وترجیح دادن دلخواهشان را( بردلخواه خود).

22- وَاَشْهَدُ اَنَّکِ مَضَیْتِ عَلى‏ بَصیرَةٍ مِنْ اَمْرِکِ ، مُقْتَدِیَةً بِالصَّالِحینَ         و گواهى دهم که تو درگذشتى در حالى که در امر دینت بصیرت و بینائى(کامل) داشتى و به شایستگان(که شاید منظور همان امامان معصوم باشند) اقتدا کردى

23- راضِیَةً مَرْضِیَّةً، تَقِیَّةً نَقِیَّةً زَکِیَّةً        خوشنود(از خدا) و پسندیده(شده از سوی خدا) وپرهیزکار و پاک و پاکیزه از دنیا رفتى

24- فَرَضِىَ اللَّهُ عَنْکِ و َاَرْضاکِ      خدا از تو خشنود باشد و تو را نیز (با رحمت واسعه خود از نزد خودش به طور بیکران)خوشنود گرداند

25- وَجَعَلَ اْلجَنَّةَ مَنْزِلَکِ وَمَاْویکِ        و بهشت (و فردوس برین) را منزل و مأوایت قرار دهد

26- فَلَقَدْ اَوْلاکِ مِنَ الْخَیْراتِ ما اَوْلاکِ، وَاَعْطاکِ مِنَ الشَّرَفِ ما بِهِ اَغْناکِ         که براستى خداوند به تو(به واسطه شایستگی که داشتی) احسان کرد، آنچه کرد و از شرف (و بزرگوارى) به تو عطا فرمود آنچه را که بدان بى‏نیازت ساخت.

27- فَهَنَّاکِ اللَّهُ بِما مَنَحَکِ مِنَ الْکَرامَةِ وَاَمْرَاَکِ        پس گوارا کند خدا برایت آن‏ کرامتى را که به تو(به واسطه شایستگی که داشتی) بخشید و سودمندش کند آن را برایت.

در قسمت بعد زیارت میگوییم:

28- ..... وَبِقَبْرِ اُمِّ وَلِیِّکَ لُذْتُ     (خدایا)و به قبر مادر ولى تو پناه آورده‏ام

29- وَانْفَعْنى‏ بِزِیارَتِها، وَثَبِّتْنى‏ عَلى‏ مَحَبَّتِها ، وَلا تَحْرِمْنى شَفاعَتَها وَشَفاعَةَ وَلَدِها       مرا بوسیله زیارتش نفعی بخش و ثابت بدار مرا بر دوستى و محبتش و محرومم منما از شفاعت او و شفاعت فرزندش

30- وَارْزُقْنى‏ مُرافَقَتَها وَاحْشُرْنى‏ مَعَها وَمَعَ وَلَدِها کَما وَفَّقْتَنى‏ لِزِیارَةِ وَلَدِها وَزِیارَتِها        و روزیم گردان هم جواریش را(در آخرت) و (در آخرت)محشورم گردان با او و با فرزندش چنانچه موفقم داشتى به زیارت فرزندش و زیارت خودش

سپس با توسل داشتن به ائمه اطهار در پیشگاه خدا از خدا میخواهیم ما را رستگار در دنیا و آخرت قرار دهد و سپس میگوییم...

31- وَلا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتى‏ اِیَّاها         این زیارت مرا آخرین بار زیارتم از این بانوى (محترم) نده

32- وَاْرزُقْنى‏ الْعَوْدَ اِلَیْها اَبَداً ما اَبْقَیْتَنى‏، وَاِذا تَوَفَّیْتَنى‏ فَاحْشُرْنى‏ فى زُمْرَتِها، وَاَدْخِلْنى‏ فى‏ شَفاعَةِ وَلَدِها وَشَفَاعَتِها     و روزیم کن بازگشتن بسوى زیارتش را همیشه تا زنده‏ام و هرگاه مرگ مرا رساندى پس مرا در گروه او محشور فرما و در شفاعت فرزندش و شفاعت خود او داخلم گردان

و سپس با طلب مغفرت برای خود و تمامی مومنان بر پیامبر و امیرالمومنین و ائمه اطهار علیهم السلام سلام میگوییم(به طور کاملاً حاضر).

اما در مورد عبارات فوق نکاتی به ذهن حقیر میرسد که عرض میکنم.

1-در این عبارات نام ایشان را همواره در کنار نام فرزند عظیم الشأن ایشان به کار رفته که از مقام والای ایشان حکایت دارد.

2-در عبارت 2 ، 3 و 12 ظرفیت وجودی غیر قابل درک ایشان را به ما یادآور میکند.

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْر          ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم (1)

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْر           و از(عظمت) شب قدر چگونه توانی درک خواهی کرد (و نمیتوانی درک کنی)(2)

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر          شب قدر(به لحاظ ارج و مقام و ارزش) از هزار ماه ارجمندتر است (3)

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْر          در آن [شب] فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى [که مقرر شده است](در پیشگاه امام زمان) فرود آیند (4)

سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر           [آن شب] تا طلوع فجر(صادق) همه صلح و سلام و سلامت است (5)

همانطور که میدانید پس از شب مبارک قدر ، شب نیمه شعبان عظیم ترین شبهاست.حضرت امام جعفر صادق(ع) از حضرت امام باقر(ع) روایت کرده اند که از ایشان در مورد فضل شب نیمه شعبان سوال شد ایشان فرمودند:«آن شب افضل شبهاست بعد از شب قدر در آن شب عطا میفرماید خداوند به بندگان فضل خود را و می آمرزد ایشان را به منّ و کرم خویش پس سعی و کوشش کنید در تقرّب جستن بسوی خدای تعالی در آن شب پس بدرستی که آن شبی است که خدا قسم یاد کرده بذات مقدس خود که دست خالی برنگرداند سائلی را از درگاه خود مادامی که سوال نکند معصیت را(درخواستش از خدا نامشروع نباشد).و آن شبی است که قرار داده حق تعالی آنرا قرار داده برای ما به مقابل آنکه شب قدر را برای پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله پس کوشش کنید در دعا و ثنا بر خدای تعالی...»

(نظر شخصی بنده اینست که میتوان به این شب عنوان لیله القدر صغری را اطلاق کرد )

پس همانطور که در این روایت هم آمده این شب مبارک بسیار والا و گرانقدر است.شاید مهمترین(یا حتی تنها) علت آن ولادت خاتم الاوصیاء حضرت حجت بن الحسن ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء در آن است.در واقع پس از یک شب قدر اندوه بار(شهادت امیرالمومنین علی(ع)) و پس از ده شب خداوند در نیمه شعبان خداوند وجود مبارک حضرت حجت(عج) را به عالم وجود عرضه میکنند تا طلوع فجر شادی آفرینی برای اهل حق و حقیقت باشد.

تمامی مطالبی که گفته شد به طور ضمنی اشاره به عظمت وجودی والده حضرت حجت(عج) حضرت نرجس خاتون(س) بود.باشد که اهل معنی و نکته سنج ها پی به رمز جملات بالا ببرند.

1-در عبارت 4 ایشان با عنوان صدیقه و مرضیه خطاب شده اند.این بالاترین مقامی است که یک انسان میتواند داشته باشد.در زندگی ایشان داشته اند عنوان صدیقه را داشته اند و این مقامی است که به غیر حضرت فاطمه زهرا(س) و مریم کبری(س) به هیچ زنی گفته نشده است.(یا من نشنیده ام) و همچنین ایشان تا لحظه مرگ دارای مقام مرضیه( مورد رضای حق تعالی) بوده اند.(ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً)      [البته مسلماً مقام ایشان از حضرت مریم(س) بالاتر است.]

2-در عبارت 5 شباهت ایشان به یوکابد مادر حضرت موسی(ع) گفته شده است.البته علت تشبیه کردن ایشان به یوکابد(و نه یوکابد به ایشان) به علت تقدم و تأخر زمانیست و نه بالاتر بودن در مقام و منزلت.

3-همانطور که در تاریخ آمده ایشان از طرف پدر، دختر «یشوعا» فرزند امپراطور روم شرقی بود، و از طرف مادر، نوة «شمعون» بود.شمعون (ع) (که نزد مسیحیان به پطروس به لاتین Saint Peter  معروف است و شهادت ایشان در سال 67  پس از میلاد به دست یهودیان پس از شکنجه های بسیار واقع شد و بدنشان در دریا افکنده شد.ایشان صاحب تمامی تصرفاتی بودند که حضرت عیسی (ع) داشته اند مثل زنده کردن مردگان و امثالهم )

4-در عبارات 7 و 8 به ایشان صفاتی چون تقیه نقیه رضیه مرضیه داده میشود که حاکی از مقام دور از درک امثال ما دارد.

5-در مورد عبارت 9 من به انجیل اصلی دسترسی ندارم تا بتوانم عبارت مذکور را بیان کنم ولی همین که قبل از اسلام وصف ایشان در انجیل آمده خود نشان دهنده مقام والای ایشان را دارد.

6-نکته جالب اینست که در عبارت 10 گفته شده خواستگاری شده از حضرت عیسی(ع) نه از یشوعا یا غیره و شاید این به معنی شدت ایمان ایشان به حضرت عیسی(ع) باشد (و چیزهای بیشتری که ما نمیدانیم).والله اعلم.

7-در عبارت 11 نیز اوج کمال ایشان بیان شده است.در این عبارت آنطور که برداشت میشود اینست که به قدری ایشان مقام و منزلت داشتند که پیامبر اکرم(ص) در عوالم بالاتر حقیقتاً از حضرت عیسی(ع) خواستگاری کردند.و ما چنین چیزی را در مورد مادران ائمه دیگر نداریم.

8-این زیارت شاید تنها زیارتی باشد که علاوه بر 14 معصوم و البته حضرت نرجس خاتون(س) شما زیارت حواریون حضرت عیسی(ع) (و شاید حضرت عیسی(ع)) را نیز انجام میدهید.

9-در مورد عبارت 15 نکته ای که به نظرم میرسد اینست که به علت شدت ایمان ایشان ما فقط به شخص ایشان سلام نمیگوییم بلکه به روح و بدن مطهر ایشان نیز سلام میکنیم و همچنین عبارتی را شاید فقط در مورد بعضی شهداء(و البته ائمه اطهار) داشته باشیم.

10-عبارتهای  16 تا 21 شاید یکی از دلایل انتخاب ایشان از سوی پیامبر اکرم (ص) باشد.

11-در عبارتهای دیگر ایشان را صاحب مقام شفاعت(البته من نمیتوانم این مقام را تعریف کنم لا حول و لا قوه الا بالله) در کنار شفاعت فرزندشان دانسته شده است.

12-در آخر اینکه من نمیتوانم در مورد ایشان صحبتی بکنم و نمیتوانم بگویم چه عظمتی دارند ولی ایشان بسیار ناشناخته باقی مانده اند و امیدوارم که که توانسته باشد مقداری در این زمینه مفید بوده باشم.

اما سخن آخر...

این جمله ای که مینویسم نظر شخصی بنده است و جائی ندیدم و بنا به بسیاری از قرائن که قابل بیان نیست احساس میکنم که درست است.

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَیْنِ أَوْ أَمْضِیَ حُقُبًا ﴿60﴾(کهف)

و [یاد کن] هنگامى را که موسى به جوان [همراه] خود گفت دست بردار نیستم تا به محل رسیدن و برخورد دو دریا برسم هر چند سالها[ى سال] سیر کنم (60)

بنده فکر میکنم میتوانیم به حضرت حجت(عج) لقب مجمع البحرین   را هم بدهیم .ایشان تنها شخصیتی هستند در عالم وجود که بتوان این لقب را داد.در لغت نامه آمده:

«نام مقامی که موسی و خضر علیهماالسلام در آن ملاقات کرده اند و آن جایی است که آنجا دریای روم و دریای فارس جمع شده اند.»

با توجه به اینکه حضرت امام حسن عسکری(ع) و حضرت نرجس خاتون(س) دو شخصیت عظیم الشأن زمان بودند که به نظر من بعد از زوج امیرالمومنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) هیچ زوجی به درجه و قدر ایشان نمیرسد مانند دو دریا هستند که امام حسن عسکری(ع)(شاید) وارث تمام فضائل و مناقب فرزندان حضرت اسماعیل(ع)(مخصوصاً 13 معصوم) و حضرت نرجس خاتون (س) وارث(البته نه به معنای وراثتی که یک ولی خدا به عنوان مرد میبرد) تمامی فضائل فرزندان حضرت اسحاق(ع) (که اکثر پیامبران از لحاظ تعداد از نسل ایشانند) هستند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

 


☼ ساخت کد صوتی مهدوی برای وبلاگ ☼